ابعاد شکست زودرس توافق هستهای آمریکا-عربستان

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ به تازگی شاهد تحولی معنادار در قالب معادلات منطقه غرب آسیا بودیم. ماجرا از این قرار است که دولت آمریکا از حصول توافق هسته ای با عربستان خبر داد؛ توافقی که بنا بود غنیسازی اورانیوم را برای سعودی ها و در حوزه مصارف غیرنظامی به رسمیت بشناسد. با وجود این، تنها یک روز پس از اعلام عمومی این موضوع، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در شبکه های اجتماعی، اجرای توافق را تعلیق و تأکید کرد، در صورتی سعودی ها می توانند شاهد اجرای آن باشند که به پیمان ابراهیم یا همان عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی تن بدهند. این رویداد در نوع خود با بازتاب های مختلفی همراه شده است. با این همه، در تحلیل و ارزیابی آن توجه به سه مؤلفه ضروری به نظر می آید.
به نظر می آید دولت آمریکا اصلِ مطرح کردن توافق همکاری با عربستان را با نیات تبلیغاتی در دستورکار قرار داده است
نخست، اینکه بار دیگر آمریکا به همه جهان نشان داد برای هیچکدام از دوستان و شرکای راهبردیاش، بازیگری قابل اعتماد نیست. در عین حال، این حرکت آمریکا به طور خاص عربستان را بیش از پیش تحقیر کرد. عربستان سالها به هر فرمانی که آمریکا داده است و می دهد، تن داده با وجود این، در نهایت آمریکاییها در موضوع حصول توافق همکاری هسته ای با سعودی ها آنها را تحقیر کردند و کمتر از 24 ساعت، موجب آبروریزی ریاض شدند. ورای این ها، بار دیگر به همگان اثبات شد عزت ملت ها جز با استقلال آنها و تکیه کردنشان به ظرفیت های خود، محقق نمی شود.
دوم، اینکه به نظر می آید دولت آمریکا اصلِ مطرح کردن توافق همکاری با عربستان را با نیات تبلیغاتی در دستورکار قرار داده است. به هر حال، آمریکاییها در پی تحولات ماه های اخیر در غرب آسیا و به طور خاص جنگ افروزی علیه ایران، متحمل شکست های فراوان و پی در پی شده اند و حتی شرکای عرب آنها نیز به واسطه همراهی با جاهطلبیها و زیادهخواهیهای کاخ سفید، قربانی شده و خسارات سنگینی شاهد بودهاند.
در این شرایط، طرف آمریکایی برای حفظ وجهه ادعایی خود در غرب آسیا سعی دارد موضوع همکاری هستهای با سعودی ها را مطرح کند، تا حدی برای خود اعتبار بخرد و وانمود کند همکاری با آمریکا می تواند همچنان جذاب باشد. به بیان ساده تر، اقدام آمریکا در اعلام توافق همکاری هسته ای با سعودی، بیش از آنکه نمایش قدرت باشد، نوعی فرار رو به جلو و تلاش برای لاپوشانی واقعیت های تلخی بوده که آمریکایی ها در پی تحولات روزها و ماه های اخیر در غرب آسیا متحمل شده اند، می شوند و راهی برای فرار از آنها ندارند.
سوم، اینکه در شرایطی که بنبست کاخ سفید در پرونده جنگ افروزی علیه ایران بر همگان آشکار شده، سعودی گرایش جدی به سمت پیمان دفاعی با سایر بازیگران نظیر پاکستان و حتی چین از خود نشان داده است. در این شرایط، آمریکایی ها احساس خطر کردند و به زعم خود با توافق نمایشی هسته ای با ریاض سعی دارند مانع از چرخش عربستان به سمت سایر قطب های قدرت در منطقه و ورای آن شوند.
اگر از این زاویه نیز به ماجرا بنگریم، آمریکایی ها در پی شکست قمار خود در غرب آسیا علیه ایران، با سناریوهای کابوسواری رو به رو شده اند که یکی از مهمترین آنها چرخش دوستان سنتیشان به سمت سایر بازیگران در محیط بینالمللی است. از این رو، آن ها به هر شکل ممکن حتی با تمسک به دروغ و فریب و کارهای نمایشی، سعی دارند از تحقق این سناریو جلوگیری کنند یا آن را به طریقی عقب بیندازند. موضوعی که خود نشان می دهد وضعیت کاخ سفید در چارچوب معادلات غرب آسیا، برخلاف مواضع اعلام شده ترامپ، بدتر از آن چیزی است که بسیاری تصور می کنند.